نقش پنهان تهران در تحریک جداییطلبی در بریتانیا
پس از فعالسازی قابلیت جدید نمایش مکان کاربران شبکه ایکس، گزارش جدید این پلتفرم که با اتکا به ابزارهای هوش مصنوعی پیشرفته تهیه شده، لایه دیگری از عملیات نفوذ جمهوری اسلامی را برملا کرده است. بررسی...
پس از فعالسازی قابلیت جدید نمایش مکان کاربران شبکه ایکس، گزارش جدید این پلتفرم که با اتکا به ابزارهای هوش مصنوعی پیشرفته تهیه شده، لایه دیگری از عملیات نفوذ جمهوری اسلامی را برملا کرده است.
بررسی شرکت سایبری Cyabra نشان میدهد که دستکم ۱۳۳۲ حساب جعلی، یعنی حدود ۲۶ درصد از کل پروفایلهای تحلیلشده، توسط عوامل وابسته به تهران اداره میشدهاند؛ حسابهایی که هدف اصلیشان نه اطلاعرسانی یا گفتوگو، بلکه جهتدهی مصنوعی به فضای سیاسی بریتانیا بوده است. این شبکه سازمانیافته با انتشار همزمان محتوا، کپیبرداری از یکدیگر و تقویت هشتگهایی چون #ScottishIndependence، #BrexitBetrayal و #BBCLies، توانسته بیش از ۱۲۶ هزار تعامل و ۲۲۴ میلیون بازدید ایجاد کند؛ رقمی که نشان از ابعاد واقعی پروژه نفوذ دارد.
نکته قابلتوجه زمانی است که این حسابها همگی در دوره قطع اینترنت ایران – پس از حملات اسرائیل در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ – بهیکباره خاموش شدند و پس از بازگشت ارتباطات، با همان الگو اما با محتوایی صریحاً ضدغربی و همسو با پروپاگاندای جمهوری اسلامی دوباره فعال شدند. این رفتار هماهنگ، تردیدی باقی نمیگذارد که با یک شبکه هدایتشده دولتی مواجه هستیم، نه فعالیت خودجوش کاربران.
این افشاگری تازه در امتداد الگوی شناختهشدهای قرار میگیرد که پژوهشهای پیشین – از گزارش دانشگاه کلمسون در ۲۰۲۴ تا یافتههای متا در ۲۰۲۱ – بارها روی آن دست گذاشتهاند: استفاده نظاممند جمهوری اسلامی از باتها و حسابهای جعلی برای دخالت در سیاست داخلی کشورهای دموکراتیک. از تحریک احساسات جداییطلبانه در اسکاتلند گرفته تا تلاش برای تضعیف مشروعیت برگزیت، تهران با بودجه عمومی ایران در حال اجرا کردن پروژهای است که هدف آن «بیثباتسازی نرم» در غرب است؛ پروژهای که نه امنیت ایران را افزایش میدهد و نه معیشت شهروندانش را بهبود میبخشد.
در شرایطی که مردم ایران با تورم سنگین، کمبود دارو و کاهش قدرت خرید دستوپنجه نرم میکنند، هزینه کردن منابع ملی برای کمپینهای برونمرزی و عملیات سایبری، تصویر روشنی از اولویتهای نظام ارائه میدهد. این سیاست خارجی پرهزینه نه تنها سودی برای مردم ندارد، بلکه موقعیت بینالمللی ایران را هر روز بیش از پیش تخریب میکند. بهدرستی، راشل همیلتون، معاون رهبر محافظهکاران اسکاتلند، هشدار داده است: «این زنگ خطری است که نشان میدهد رژیم ایران عمداً در حال تضعیف بریتانیاست.»
نتیجه چنین مداخلاتی، صرفاً مسموم کردن فضای گفتوگوی داخلی اسکاتلند و کاهش اعتماد عمومی به جنبش استقلال است. تناقضی تلخ در این میان وجود دارد: حکومتی که خود را قربانی دخالتهای خارجی معرفی میکند، اکنون یکی از فعالترین بازیگران خرابکاری دیجیتال در دموکراسیهای غربی است.
این افشاگری یادآور نکتهای اساسی است: رژیمی که در تأمین ابتداییترین نیازهای شهروندانش ناتوان است، نه توان «رهبری جهان اسلام» را دارد و نه مشروعیتی برای دخالت در سرنوشت دیگر کشورها.
جامعه جهانی نیز با توجه به گسترش این عملیات برونمرزی، شاید بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازنگری در نوع مواجهه با «صادرات دیجیتالِ بیثباتی» از سوی تهران باشد.
وحید آفریدی
بدون نظر! اولین نفر باشید