ایران به سرعت رو به ابرتورم قرن میرود
یک تحلیلگر اقتصادی با صراحت و شدت هشدار میدهد که اقتصاد ایران هماکنون در مرحله «پیشابرتورم» قرار دارد و تورم مزمن بیش از نیمقرن گذشته در حال تبدیل شدن به یک ابرتورم تمامعیار است. مهمترین علامت این خطر
رشد سالانه ۳۰ تا ۴۰ درصدی نقدینگی بدون هیچگونه رشد اقتصادی واقعی است؛ وضعیتی که نسبت شبهپول به تولید ناخالص داخلی را دقیقاً مشابه ونزوئلا در سالهای منتهی به فروپاشی ۲۰۱۷ کرده است.
این تحلیلگر سناریوی بدبینانه اما واقعبینانه خود را اینگونه ترسیم میکند:
-
تورم سالانه بین ۵۰ تا ۹۰ درصد
-
نرخ دلار بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان
-
و رشد اقتصادی منفی ۳ تا ۴ درصد
ورشکستگی سازمانیافته بانک مرکزی
او بانک مرکزی را کاملاً فاقد استقلال و ابزارهای مدرن میداند؛ نگه داشتن نرخ بهره بینبانکی در سطح ثابت ۲۳.۵ تا ۲۴ درصد در برابر تورم واقعی بالای ۵۰ درصد، در واقع اجرای یک «ورشکستگی سازمانیافته» است. وامدهی با نرخ پایینتر از تورم نیز بانکها و بنگاههای اقتصادی را به سمت نابودی کامل رانده است. در چنین شرایطی، سپردهگذاری بانکی به بدترین انتخاب ممکن تبدیل میشود، زیرا نرخ سود ۲۵ تا ۳۵ درصدی حتی نیمی از تورم واقعی را هم جبران نمیکند.
بهترین و امنترین پناهگاه دارایی در این تحلیلگر اقتصادی، طلا و نقره (چه بهصورت فیزیکی و چه گواهی سپرده) است. مسکن هرچند در ظاهر و در حال حاضر جذاب به نظر میرسد، اما در ابرتورم واقعی ارزش حقیقی خود را به شدت از دست خواهد داد.
جمعیتی که ناکارامد شد
این تحلیلگر تأکید میکند که پنجره جمعیتی طلایی ایران (دوره ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴ شمسی) که میتوانست معجزه اقتصادی مشابه کشورهای شرق آسیا خلق کند، به دلیل سیاستهای رانتی، یارانههای پنهان و قیمتگذاری دستوری کاملاً از دست رفته است.پیشبینی این است که تا سال ۲۱۰۰ میلادی جمعیت ایران به حدود ۷۰ میلیون نفر کاهش خواهد یافت، در حالی که جمعیت پاکستان به ۴۵۰ میلیون نفر خواهد رسید.
پول ملی دیگر ارزش ندارد
او ابرتورم را صرفاً یک پدیده اقتصادی نمیداند، بلکه آن را یک بحران روانی–اجتماعی توصیف میکند:
زمانی که مردم باور کنند پول ملی دیگر ارزشی ندارد، تقاضای کالاها بهصورت انفجاری افزایش مییابد و چرخه ویرانگر سرعت میگیرد.
>مثالهای تاریخی تکاندهندهاند:
ونزوئلا با تورم یکمیلیون درصدی، زیمبابوه با تورم ۸۹ چندمیلیارد درصدی و آرژانتین که در اوج بحران «حتی گربه هم در شهر پیدا نمیشد».
راهکارها
تنها راه نجات فوری و قطعی بصورت خلاصه و در یک جمله:
– استقلال کامل بانک مرکزی
– اعمال نرخ بهره واقعی
– اعمال جریمههای سنگین برای بانکهای متخلف و دزد
– حذف یارانههای پنهان انرژی
– پایان دادن به قیمتگذاری دستوری است.
در غیر این صورت، مهاجرت گسترده نخبگان، فروپاشی اجتماعی و ورود به ابرتورم کاملاً در دسترس است.