پانایرانیسم یک ایدئولوژی ناسیونالیستی مبتنی بر اتحاد کلیه اقوام و تیرههای ایرانی است و شامل تمامی اقوام ساکن در فلات ایران میشود.
پانایرانیسم وحدت و هماهنگی همهٔ تیرههای ایرانی است در جهت استقرار حاکمیت ملت ایران. ملت بزرگ ایران دارای یک وطن، یک تاریخ، یک فرهنگ و آداب و رسوم میباشد. پراکندگی، تفرقه و تشتت و وضع کنونی به ملت ایران تحمیل شدهاست. پانایرانیسم نهضت وحدت طلب ملت ایران است. پانایرانیسم جنبشی است سازنده و خلاق. نظامی است نوین براساس هدفهای پرفروز تاریخ ایرانزمین. پانایرانیسم راهیاست برای ملت ایران برای رهایی و وحدت.
در مقایسه با مکتبهای فرد گراها، که واحد مورد نظر فرد است و در قوانین آنها همیشه تلاش میشود حقوق این افراد محفوظ بماند و آزادی آنها محدود نشود، ناسیونالیستها اعتقاد دارند که واحد اصلی و اصیل ملتها هستند. بنا به اعتقاد پان ایرانیستها، در سوسیالیستهای نخستین سخن از این بود که واحد مورد نظر اجتماع است و در قوانین و مقررات بهجای آنکه حقوق فرد محفوظ باشد حقوق اجتماع را مقدم میداشتند و باور داشتند که قوانین باید برای پیشرفت و تکامل اجتماع وضع شود اما این پندار در زیر ماسک مارکسیسم تغییر شگفتی کرد به این معنی که به جایگاه انفرادی تنزل یافت به نحوی که یک فرد مارکسیست معتقد است که هر کس در پی منافع روزمره خویش است و بنیان همهٔ دگرگونیهای جهان بر همین فرمول استوار میگردد (تضاد طبقاتی).
از دید پان ایرانیستها با توجه به اینکه مارکسیسم باعث تجزیه واحد ملی به طبقات متخاصم میشود، قابل قبول نیست. ملت یک مقوله تاریخی است نه یک قرارداد سیاسی (قرارداد سیاسی مورد نظر فرد گرایان -روسو-)، لذا اگر قسمتی از مردم ایران را در قطعه خاکی محصور کنند و نام آن را ایران گذارند و خصوصاً چنین کشوری را به تصویب مجامع بینالمللی برسانند ساکنان این قطعه خاک، ملت ایران نخواهند شد زیرا ملت بنابر تعریف سیاستمداران به وجود نمیآید بلکه موجودیتی است که به کمک تاریخ شناخته میشود و ملت ایران را آن گونه که موجودیت حقیقی و تاریخی معرفی میکند و یگانگی و یکپارچگی را درقلب ایرانی برمیانگیزد.
در دکترین پانایرانیسم بر اینکه سرمایه ملت از کدام شخص یا کدام طبقه باشد بحث نخواهد شد بلکه معلوم میکند از سرمایه ملت چگونه باید برای آمادگی ملت بهره گرفت و نیز بحث نخواهد شد که کدام دسته از مردم حق حکومت دارند بلکه حکومت (حاکمیت ملت) باید دستگاههای موجود را چنان بکار اندازد که از همکاری آنها بیشترین بهرهبرداری از آن ملت بشود. در مقام تحلیل نظری، ایدهٔ ناسیونالیسم و نژادپرستی یکی نبوده و از دیدگاه تکوین و معنا و هدف متفاوت و حتی متضاد هستند، زیرا بازهم اصالت دادن به یک نژاد، باعث ایجاد شکاف بین ملت خواهد بود.
ایدهٔ ملت و ناسیونالیسم در فرانسه به لحاظ تکوین، طرحی برای وحدت ملی و گذار از صورت قبلی زندگی و نظام کاست و امتیازات آن بود و به عامه مردم اجازهٔ حضور در حیات سیاسی میداد که نمایندگان خود را برای قانونگذاری برگزینند. اما ایدهٔ نژادپرستی در برابر این وحدت و برابریِ ملی تکوین یافت.