۲۵ آذر یادآور پیوند میان قدرت سیاسی و کرامت زن ایرانی
۲۵ آذر در خاطره ما ایرانیان نقطه تلاقی دو مفهوم سیاسی و مدنی است که یک نسبت تمدنی را آشکار میکند. در این روز رضاشاه بزرگ در برابر مجلس شورای ملی سوگند پادشاهی یاد کرد و سالها بعد همین تاریخ به نماد...
۲۵ آذر در خاطره ما ایرانیان نقطه تلاقی دو مفهوم سیاسی و مدنی است که یک نسبت تمدنی را آشکار میکند. در این روز رضاشاه بزرگ در برابر مجلس شورای ملی سوگند پادشاهی یاد کرد و سالها بعد همین تاریخ به نماد پاسداشت مادر و شأن زن ایرانی بدل شد. این همزمانی بازتاب نگاه مدرن پهلوی به نظم اجتماعی است، نظمی که دولت–ملت را در پیوند با باز تعریف جایگاه زن در جامعهای که نیمی از پیکره آن را زنان تشکیل میدهند میفهمید.
زن در اندیشه بنیانگذار ایران نوین یک شهروند حامل کرامت و دارای حق حضور در عرصه عمومی بود. مدرسه، دانشگاه، بهداشت، حق انتخاب، حق کار و شأن مادری در تقابل با یکدیگر نبودند. مادر در این بازتعریف تاریخی موجودی محصور در تقدس تصنعی نبود و زن بار دیگر به مهمترین عنصر در بنیان خانواده و جامعه بدل شد.
جمهوری اسلامی این نسبت را درهم شکست و زن بار دیگر به ابزار کنترل بدل شد و ارزشهای بدست آمده از حق انتخاب پوشش تا حضور مستقل اجتماعی یکی پس از دیگری لگدمال گردید. زن به میدان کشمکش ایدئولوژیک رانده شد، مادری به وظیفهای تحمیلی تقلیل یافت و کرامت انسانی در سایه تکلیف محو شد.
بازگشت نام پهلوی در روان و زبان جامعه بیش از آنکه نوستالوژی سیاسی باشد واکنشی اجتماعی و اخلاقی است. این گرایش بازگشت به دورهای است که زنان بجای محدودیت و مهار بعنوان نیمی از جمعیت ایران دیده میشدند.
۲۵ آذر یادآور پیوند میان قدرت سیاسی و شأن انسانی است؛ میان دولت ملی و زن ایرانی. شاید به همین دلیل است که هرچه جمهوری اسلامی این ارزشها را بیشتر لگدمال کرد، جامعه ایرانی با وضوح بیشتری به نظم پهلوی گرایش یافت؛ به دورانی که زن و مادر و شهروند بطور همزمان معنا داشتند و شاید همین موضوع یکی از بیشمار دلایل گرایش امروز جامعه ایران به نام و یاد پهلوی بعنوان نماد دورانی باشد که کرامت زن جزئی از شأن ایرانی بود.