بریدند و سوزاندند اما کمرش نشکست و استوار ماند
در تاریخ بیهقی از دو سروی که بوسیله اشو زرتشت نشانده شده بود سخن رفته است.یکی از این سروها در کشمر(کاشمر) و دیگری سرو فریومد(توس) بوده است. در تاریخ بیهقی آمده است: زردشت، دو درخت سرو کاشت، یکی...
در تاریخ بیهقی از دو سروی که بوسیله اشو زرتشت نشانده شده بود سخن رفته است.یکی از این سروها در کشمر(کاشمر) و دیگری سرو فریومد(توس) بوده است.
در تاریخ بیهقی آمده است: زردشت، دو درخت سرو کاشت، یکی در دیه کاشمر و یکی در دیه فریومد، و در کتاب ثمارالقلوب،خواجه ابومنصور ثعالبی چنین آرد که گشتاسپ ملک فرمود تا این دو سرو کاشمر و فریومد را بکشتند…
نیک آگاهید که سرو کاشمر آن درخت ورجاوند به سال ۲۴۶ به دستور متول، آن خلیفه بلهوس و عیاش، از ریشه بر کنده شد، که البته عمرش به جهان نماند که سرو را رویت کند و بدست غلامانش، با اشارت پسرش منتصر کشته شد.
اما سرو فریومد عمر و بقای بیشتری از سرو کاشمر یافت و تا سال ۵۳۷ ماند،یعنی ۲۹۱ سال بیشتر از سرو ورجاوند کاشمر، در این سال بود که ینالتکین خوارزمشاه که از امیران ترک خوارزمشاهی بود دستور به سوزاندن سرو فریومد داد. مقصود از سوزاندن این درخت و اجتناب از بریدن آن، ترس از تبعاتی بود که پس از بریدن که پس از بریدن سرو کاشمر گریبانگیر مسببان نابودی آن درخت شده بود.
بیهقی چنین نقل می کند: ینالتکین بن خوارزمشاه فرمود تا آن سرو بسوختند، و حالی و ضرری به وی و حشم وی نرسید، ازیرا که بواسطه آتش در آن تصرف کردند، و آن درخت را زردشت کشته بود، و ممکن بودی که اگر ببرندی اتفاقی عجیب پدید آمدی، و بعد از آن ینالتکین بماند تا سال ۵۵۱ چهارده سال دیگر بزیست. و خاصیت درخت فریومد آن بود که هر پادشاهی که چشم او بر آن افتادی او را در آن سال نکبت رسیدی، و عمرها این تجربه مکرر گردانیده بودند…
بیهقی به تفصیل نقل می کند که در آن سال باران شدیدی باریدن آغاز کرد و چنان خرابی ها افتاد در ناحیه بیهق که بیان آن به غایت آن نرسد. و چنان برف آمد و یخبندان شد و سرما به حدی رسید که بسیاری از گیاهان و درختان تباه شدند در آن ناحیت…
بر آن گنبد درخت سرو کشته
چو پرورده شده آن بهشته
گشن شد بیخ چندان گشت شاخش
که پر شد آن همه ایوان و کاخش
چنان تریاک پیدا شد زبرگش
که خوردی هر که کم میبود مرگش
خدای پاک از جنت سرشته
زراتشت آشو بر وی نوشته
چو شاه پاک دین گشتاسب آن دید
بدی رفته بهی دین را گروید
همه این دین به را کرد اقرار
درو نارند از آن پس هیچ تکرار
چو زرتشت این ره به را نموده
کزین ره مر مهمان را دل فزوده
اگر نام سٌهی سروش ندانی
بهشت جاودان را چون بدانی
چو چندین سالیان بر وی گذشته
همان سرو سهی بالیده گشته
چنان بالیده شد سرو بلندش
که گرداگرد می کشی کمندش
چو خورشید جهان از برج فرتوت
درخشان گشت در عالم چو یاقوت
براستی که سرو کاشمر و سرو فریومد را می توان نشان از هویت ملی ایرانیان دانست، هویتی که متجاوزان به این سرزمین اهورایی برای شکستن غرور ملی ایرانیان کمر به نابودی آن بستند، زیرا باید برای حکومت بر مردمی که با ارزشهایش زنده است، با سلاح فرهنگ زدائی و هویت ستیزی پیش رفت.
اگر سروهای ورجاوند وخشور ایران بدست انیران بریده شد، اما در وجود و خاطر ایرانیان زنده و جاوید ماند، این سرو در اندیشه های ما زیر شلاق روزگار و ظلم انیران سر خم کرد اما کمرش نشکست و استوار ماند، نقش خاطره شد و بدست های کیمیاگر قالی باف ایرانی، بر نگارستان قالی نقش بست، ماند و جاودانه شد چونان که اندیشه و نام زرتشت در پندار و هویت ایرانی نامیراست.
بدون نظر! اولین نفر باشید