نشانهای کوچک از شکافی عمیق
برافراشتن پرچم شیر و خورشید توسط دو فرد با لباس ارتش در متروی تهران موجی از واکنشها را در افکار عمومی برانگیخته است. این رویداد، هرچند در ظاهر حرکتی ساده و کوتاهمدت به نظر میرسد، اما از نگاه سیاسی...
برافراشتن پرچم شیر و خورشید توسط دو فرد با لباس ارتش در متروی تهران موجی از واکنشها را در افکار عمومی برانگیخته است. این رویداد، هرچند در ظاهر حرکتی ساده و کوتاهمدت به نظر میرسد، اما از نگاه سیاسی و جامعهشناختی، معنایی فراتر از یک رفتار فردی دارد. در شرایطی که نیروهای مسلح، بهویژه ارتش، همواره تحت نظارت سختگیرانه قرار دارند، بروز چنین اقدامی را نمیتوان صرفاً رفتاری تصادفی تلقی کرد.
پرچم شیر و خورشید، در جمهوری اسلامی نمادی حساس و ممنوع به شمار میرود. نمایش آن توسط افرادی با لباس ارتشی، وزن سیاسی این حرکت را چند برابر کرده است. این پرچم در حافظه جمعی ایرانیان، بهویژه نسلهای پیش از انقلاب، بهعنوان یک نماد ملی شناخته میشود و برای شهروندان امروز نیز یادآور هویت تاریخی ایران است. همین نکته، اقدام صورتگرفته را به لحظهای مهم در رابطه ی میان مردم، نیروهای مسلح و ساختار قدرت تبدیل میکند.
الگوهای تاریخی در کشورهای درگیر بحران نشان میدهد که نخستین علائم تغییر در رفتار نیروهای مسلح معمولاً در «بدنه» ظاهر میشود، نه در رأس هرم.
در ایران نیز ارتش، برخلاف سپاه، ساختاری ایدئولوژیک ندارد و بیشتر بهعنوان نهادی حرفهای و ملی شناخته میشود. از همین رو، بروز نمادهای ملی در رفتار برخی از نیروهای آن را میتوان بازتابی از نارضایتی اجتماعی، گسست بین بدنه و ساختار سیاسی و تلاش برای بازتعریف هویت سازمانی خودش دانست.
بسیاری از گذارهای سیاسی در جهان پیش از ورود به مرحلههای آشکار، با پدیدهای به نام «شکاف خاموش» آغاز میشوند. در این مرحله، نیروهای مسلح هنوز با حکومت دچار درگیری مستقیم نمیشوند، اما نشانههایی از فاصله گرفتن از ساختار قدرت بروز میدهند؛ نشانههایی که بیشتر نمادیناند تا عملی. برافراشتن پرچم شیر و خورشید دقیقاً در چنین چارچوبی قابل تحلیل است.
اگر شکاف میان دولت و جامعه عمیقتر شود، نیروهای مسلح در بسیاری از کشورها به سمت «بیطرفسازی» حرکت میکنند؛ یعنی پرهیز از مشارکت فعال در اعمال فشار یا سرکوب. ارتش ایران نیز به دلیل ماهیت حرفهای خود، ظرفیت قرار گرفتن در این مسیر را دارد. رفتار نمادین اخیر را میتوان در راستای همین روند احتمالی ارزیابی کرد؛ روندی که پیام اصلی آن چنین است:
«ارتش حاضر نیست در مقابل مردم بایستد.»
تجربه کشورهای دیگر نشان میدهد که تغییرات بزرگ گاهی با نشانههایی کوچک و در ظاهر بیاهمیت آغاز میشوند. نمادها در این میان نقش حیاتی دارند. در لحظهای که جامعه بهدنبال نقطه اتکای مشترک است، احیای نمادهای ملی میتواند بهعنوان نشانهای از بازتعریف قدرت و هویت عمل کند.
رویداد اخیر هرچند کوچک، اما حامل پیامهایی بزرگ است. این اقدام را باید بخشی از فرایندی دانست که در آن، بدنهای از نیروهای مسلح فاصله خود را از سیاست رسمی آشکار میکند، نمادهای ملی دوباره نقش سیاسی پیدا میکنند، و الگوهای تاریخی دوباره خود را در ساختار قدرت نشان میدهند!
این حرکت، صرفاً یک نمایش پرچم نیست؛ بلکه نشانهای از تحول در ذهنیت بخشی از نیروهای نظامی و پتانسیلی برای تغییر رفتار ارتش در موقعیتهای حساس آینده است.
پاینده ایران
علیرضا طرخانی
بدون نظر! اولین نفر باشید