چرا حجاب اجباری دوباره در دستور کار قرار گرفت؟
موضوعاتی پیرامون حجاب و افزایش قیمت بنزین در دستور کار دولت قرار گرفته است که سوال برانگیز است! چرا وقتی رژیمی که در یک وضعیت خطرناک اقتصادی و فشار خارجی قرار دارد بصورت همزمان دو موضوعی را فعال میکند که در گذشته جرقه اعتراضهای سراسری بودهاند؟
بنظر میرسد این همزمانی تصادفی نیست و باید آنرا در چارچوب منطق بقا و مکانیسمهای کنترل ساختار قدرت تحلیل کرد.
جمهوری اسلامی در دورههای بحران معمولاً به سه ابزار تکیه میکند، اولین آن باز تولید انضباط اجتماعی از طریق مسائل هویتی است.
اعمال زور
میدانیم که حجاب برای جمهوری اسلامی مسئله فرهنگی و حتی ایدئولوژیک نیست ابزاری برای سنجش میزان اطاعت اجتماعی و اهرمی برای اعمال زور است. فعال سازی دوباره آن در این شرایط بحرانی نوعی نمایش قدرت و یادآوری خطوط قرمز ایدئولوژیک محسوب میشود. هر چه شکاف میان حاکمیت و جامعه بیشتر میشود نیاز حکومت به این ابزار بیشتر میشود.
انحراف ذهنی
دومین تاکتیک رژیم مدیریت بحران اقتصادی با ایجاد انحراف ذهنی است. وقتی که دولت با بن بست در سیاست خارجی و کسری بودجه و فشارهای معیشتی روبرو هست، طرح کردن موضوعاتی که جامعه را دچار تنش میکند، بصورت ناخودآگاه بخشی از تمرکز افکار عمومی را از سرچشمه اصلی بحران منحرف میکند. هر چند این شیوه در بلند مدت ناکارآمد است اما در جمهوری اسلامی بارها تکرار شده است.
فضای امنیتی
سوم ایجاد فضای امنیتی برای پیشگیری از اعتراضات احتمالی است. سیاسی کردن هم زمان موضوعات پرتنش مقدمهای برای آماده سازی فضای امنیتی است. افزایش قیمت بنزین و مطرح شدن بحث حجاب برای آزمایش واکنش جامعه و چیدن آرایش امنیتی است. جمهوری اسلامی معمولاً از این روش پیش از اجرای تصمیم های حساس برای سنجش حساسیت اجتماعی استفاده میکند. یعنی استراتژی کنترل از طریق تنش سازی هدفمند. و تلاش میکند از حجاب و بنزین بعنوان دو ستون تثبیت قدرت استفاده کند. یکی برای زهرچشم گرفتن از جامعه و دیگری برای مدیریت مالی که هر دو در گذشته هزینههای سنگینی داشتهاند. اما در نظامهای کله خشک و ایدئولوژیک حفظ وضع موجود و ادامه مسیر غلط بر انتخاب راه عقلانی ترجیه داده میشود.
فریاد
بدون نظر! اولین نفر باشید