اقتصاد در سایه سیاست
سیاست کشور ایران در دوران پهلوی، بر توسعه مدرن و تثبیت جایگاه منطقهای متمرکز بود. این رویکرد نیازمند ثبات ریال به عنوان یک ارز باثبات در سطح بینالمللی بود که از طریق درآمدهای نفتی و حمایتهای سیاسی غرب تضمین میشد. همزمان با این رویکرد سیاست سرمایه گذاری در تولید و کاهش وابستگی به نفت در برنامه های توسعه اقتصادی این دوران آغاز شده بود که از جمله آن می توان به احداث صنایع بزرگ مانند ایران ناسیونال، سایپا، صنایع پارس الکتریک و صدها کارخانه بزرگ صنعتی در شهرها نام برد. در نتیجه این سرمایه گذاری ها، دسترسی به واردات تسهیل شد و رفاه نسبی را برای اکثریت طبقات شهری به ارمغان آورد، هرچند این مدل از توسعه گام های نخستینش را می پیمود به شدت به نفت و سرمایه گذاری های خارجی وابسته بود.
با سقوط پادشاهی محمدرضا شاه و و آغاز دوران جمهوری اسلامی، هدف کلان سیاسی، حفظ آرمان های ایدئولوژیک، مقابله با هژمونی آمریکا و عدم پذیرش نظم منطقهای قرار گرفت. این سیاست، دو دسته هزینهی عمده بر اقتصاد تحمیل کرده است:
الف) هزینههای تحریم و ناکارآمدی داخلی
تقابل سیاسی مستمر با جهان متمدن منجر به تحریمهای شدید اقتصادی شد. این تحریمها، جریان ورود ارزهای آزاد و تکنولوژی را به کشور محدود کرد و دولتهای پس از انقلاب ۱۳۵۷ را ناچار به چاپ پول برای پوشش کسریهای بودجه کرد که عامل اصلی فرسایش ارزش ریال در برابر تورم گشت.
ب) هزینههای مستقیم حمایتهای منطقهای
یکی از وجوه بارز سیاست خارجی جمهوری اسلامی، حمایتهای مالی و نظامی از محورهای شورش منطقهای (از جمله گروههای فلسطینی، لبنانی و یمنی) و همچنین موضعگیری شدید در برابر اسرائیل و آمریکا است. این حمایتها، به عنوان هزینهای برآمده از انتخاب استراتژیک حاکمیت، بخش قابل توجهی از منابع ارزی و ریالی کشور را به خود اختصاص داد. این خروج ارز و منابع، فشار مضاعفی بر ذخایر ملی وارد کرد که پیامد آن تخصیص منابع ملی برای اهداف ژئوپلیتیک بود. بنابراین منابعی که میتوانست صرف اصلاح ساختارهای ناکارآمد داخلی، سرمایهگذاری در تولید، یا کنترل تورم شود، از دسترس خارج کرد. این تخصیص منابع بر اساس اولویتهای ایدئولوژیک، از نخستین روزهای حیات نظام آرمان گرای شیعه که موضوعاتی مانند رفاه داخلی، امنیت اقتصادی و مدرنیزاسیون بر محور توسعه برایش از کوچکترین اهمیتی برخوردار نبود به طور مستقیم بر کاهش قدرت خرید مردم و تضعیف پایدار ارزش ریال تأثیر گذاشت.
در حالی که دوران پهلوی می توانست با ثبات ریال و برنامه توسعه اقتصادی از ایران یک کشور مدرن مانند ژاپن بسازد، دوران جمهوری اسلامی با انتخاب مسیر ایدئولوژیک بهای سنگینی را از طریق فرسایش ساختاری ارزش پول ملی و فروپاشی اقتصاد ایران پرداخته است.
پاینده ایران
علیرضا طرخانی
بدون نظر! اولین نفر باشید